تبليغاتX
ترنم ظهور

زندگینامه اهل بیت علیهماالسلام

عترت پیامبر (ص)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام علی (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت حضرت زهرا (س)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام حسن (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام حسین (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام سجاد (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام باقر (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام صادق (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام کاظم (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام رضا (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام جواد (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام هادی (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام عسگری (ع)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

عترت امام  مهدی (عج)

زندگينامه

زيارتنامه

داستان

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه شانزدهم اسفند 1387 و ساعت 13:57

گفتگو با خدا

View Full Size Imageگفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنمView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌView Full Size Image

View Full Size Imageمن كه نزدیكم (بقره/ 186)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شمView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِView Full Size Image

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205)

View Full Size Imageگفتم: این هم توفیق می‌خواهد!View Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:  أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْView Full Size Image

View Full Size Imageدوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 )View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشیView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:  وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِView Full Size Image

View Full Size Imageپس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟View Full Size Image

View Full Size Imageگفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ View Full Size Image

View Full Size Imageمگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: دیگه روی توبه ندارمView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:   اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ View Full Size Image

View Full Size Imageولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟View Full Size Image

View Full Size Imageگفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًاView Full Size Image

View Full Size Imageخدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟View Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:  وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُView Full Size Image

به View Full Size Imageجز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ View Full Size Imageعاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنمView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:  إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَView Full Size Image

View Full Size Imageخدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)View Full Size Image

View Full Size Imageناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیركView Full Size Image

View Full Size Imageگفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ View Full Size Image

View Full Size Imageخدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)View Full Size Image

View Full Size Imageگفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟View Full Size Image

View Full Size Imageگفتی:View Full Size Image

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ View Full Size Imageلِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًاView Full Size Image

ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به View Full Size Imageمؤمنین مهربونه(احزاب/۴۱-۴۳)View Full Size Image

نوشته شده توسط ترنم ظهور در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 1:15

معنای نام فاطمه چیست؟

یا فاطر ،بحقٍّ فاطمه، عجٍّل لولیک الفرج
 
معنای نام "فاطمه" چیست؟

نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته می‌شود:

«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.

علاّمه مجلسی در این مورد می‌گوید:

چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول می‌آید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است. همان‌گونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.

و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:


پیروان او از آتش در امان داشته شده‌اند


ششمین امام نور از پدران گرانمایه‌اش و آنان از پیامبر گرامی آورده‌اند که فرمود:

ان جبرئیل قال له: ... سُمّیت فاطمة، فی الارض، [لانها] فطمت شیعتها من النار. (1)

فرشته وحی برای او پیام آورد که: این دخت گرانمایه در زمین، «فاطمه» نامگذاری شد، چرا که پیروان راستین او از آتش دوزخ در امان داشته شده‌‌اند.


خدا، او و پیروانش را از آتش در امان داشته است


هشتمین امام نور از پدران گرانقدرش و آنان از پیامبر آورده‌‌اند که فرمود:

یا فاطمة أتدرین لمَ سُمّیتِ فاطمة؟ فاطمه جان! می‌دانی چرا به این نام، نامگذاری شده‌ای؟

قال علی علیه‌السلام: لمَ سُمّیتِ؟ امیرمومنان پرسید: چرا؟

قال: لانها فطمت هی و شیعتها من النار.(2) فرمود: بدان دلیل که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند.

و نیز فرمود:

سمّیت فاطمة لان الله فطمها و ذریّتها من النار، من لقی الله منهم بالتوحید و الایمان بما جئت به(3)؛ او فاطمه نامیده شده چرا که خدای جهان‌آفرین او و هر کدام از نسل پاکش که خدای را با توحیدگرایی و ایمان به آنچه من آورده‌ام، دیدار کند، همه را، از آتش در امان داشته است.

و نیز از پیامبر آورده‌اند که فرمود:

انّما سمّیت ابنتی فاطمة، لان الله فطمها و ذرّیتها و محبّیها عن النار(4) ؛ دخترم فاطمه تنها بدین جهت به این نام مقدّس نامیده شد که خدا او و نسل پاک و دوستداران واقعی‌اش را از آتش دوزخ در امان داشت.

و نیز از پنجمین امام نور آورده‌اند که فرمود:

در روز رستاخیز فاطمه علیهاالسلام بر نزدیک در دوزخ می‌ایستد و نیایش‌گرانه رو به آسمان می‌گوید:

الهی و سیدی، سمّیتنی فاطمة، ... (5)

خدای من! سالار من! شما نام مرا فاطمه برگزیدی و به مهر خویش مرا و دوستداران نسل مرا از آتش در امان داشتی. بار خدایا! وعده تو حقّ است و تویی که در وعده‌هایت تخلّف نمی‌ورزی.

از جانب خدا ندا می‌رسد که:

هان ای فاطمه! درست گفتی، من تو را بدین نام نامگذاری کردم و تو و دوستداران تو و نسل تو را که ولایت تو و نسل تو را داشته باشند، همه را از آتش دوزخ در امان داشته‌ام. درست می‌گویی، وعده‌ام حقّ است و من در وعده‌های خویش تخلّف نمی‌ورزم ... .


او را از هر ناپسندی در امان داشت



از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:

آیا می‌دانید مفهوم واژه «فاطمه» چیست؟

یکی از شاگردان آن حضرت می‌گوید، گفتم: سرورم شما بفرمایید چیست؟

فرمود: یعنی او از بدی‌ها و ناپسندی‌ها جدا شده است.

آنگاه فرمود: اگر امیرمومنان با او پیمان زندگی مشترک امضاء نمی‌کرد، از آدم گرفته تا روز رستاخیز، در کران تا کران زمین، همتا و همشأنی برای او پیدا نمی‌شد.

گفتنی است که این روایت را گروهی از دانشمندان و محدّثان اهل تسنّن از جمله: «ابن شیرویه دیلمی» از «امّ سلمه»، آن بانوی با شخصیّت آورده است که می‌گوید: «پیامبر فرمود: اگر خدا علی را نیافریده بود، برای «فاطمه» همشأنی نبود.»

این مطلب را خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ، ترمذی در کتاب «مناقب»، مناوی در «کنوز الحقایق»

و قندوزی در «ینابیع المودّة» از «امّ سلمه» و از «عبّاس» عموی پیامبر روایت کرده‌اند.


برکت شناخت او



از ششمین امام نور آورده‌اند که:

دخت فرزانه پیامبر فاطمه علیها‌السلام، بدان دلیل به این نام مبارک نامیده شد که آفرینش از شناخت و معرفت او برگرفته شده است. (6)

و انّما سُمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها. (7)


امتیاز او بر دیگران



از پنجمین امام نور حضرت باقر علیه‌السلام آورده‌اند که فرمود:

آنگاه که فاطمه علیها‌السلام ولادت یافت، خداوند به فرشته‌ای وحی فرمود که نام «فاطمه» را بر زبان پیامبر جاری سازد. از این رو پیامبر گرامی به خواست خدا نام گرانمایه او را «فاطمه» نهاد. سپس خدا به آن بانوی با فضیلت فرمود: من به وسیله دانش و بینش، تو را از دیگر بندگان جدا ساخته و بر همه آنان برتری بخشیدم و تو را پاک و پاکیزه ساختم.

آنگاه امام باقر علیه‌السلام فرمود:

به خدای سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را به وسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم «ذر» او را پاک و پاکیزه قرار داد.


پی نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 18.

2- بحارالانوار، ج 43، ص 14/ ذخائر العقبی، ص 26، چاپ قاهره / ینابیع المودة، ص 194 .

3- بحارالانوار، ج 43، ص 14.

4- ینابیع المودة، ص 397، چاپ استامبول/ نور الابصار، ص 41، چاپ مصر .

5- بحارالانوار، ج 43، ص 15 .

6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

7- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

منبع:

کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.

نوشته شده توسط ترنم ظهور در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 21:39

يهود در دوران معاصر

گفتگو با استاد مهدي طائب

_ يهود يك صفت آموزشي و تجربي بسيار مهم دارند و آن صفت «پنهان‏كاري» است. در نتيجه، حضور يهود در صحنه‏هاي سياسي بين‏الملل و اثرگذاري‌هايشان هميشه پنهان مي‏ماند. شكل علني حضور يهود تنها از زمان اقدام آنها براي ايجاد كشور «اسراييل» در منطقه فلسطين قابل مشاهده است و روابط آشكار آنها در سطح بين‌المللي، تنها پس از اين اقدام قابل مشاهده است. به دليل اين صفت، دستيابي به تأثير اين سازمان در سياست بين‏الملل نياز به دقت فراوان و مطالعة دقيق بر روي آثار دارد.
حضرت علي(ع) مي‏فرمايد:
إنّ الفتن إذا أقبلت شبهّت و إذا أدبرت نبهّت.1
[هنگامي كه فتنه‌ها رومي‌آورند حق و باطل درهم آميخته و چون از ميان روند حقيقت آشكار شود.]
فتنه وقتي عبور مي‌كند شناخته مي‌شود. فتنه اصولاً يك فعاليت پنهاني است و فعاليت پنهاني تا زماني كه تأثير نگذارده است پنهاني باقي مي‏ماند و هنگامي كه اثر خود را گذاشت علني مي‏شود. «اِدبار فتنه» يعني انجام فتنه، اثرگذاري آن و رفتن.
بنابراين دربارة اثرگذاري يهود در تاريخ معاصر ـ اگر تاريخ معاصر را تاريخ چهارصد سال اخير بدانيم ـ بايد گفت: چند گزينه وجود دارد كه براي بررسي نقش يهود در تاريخ معاصر آن‌را بايد مورد توجه قرار دهيم. نخست جمعيت و تعداد آنها؛ دوم ميزان اخباري كه از اين مجموعه در رخدادها وجود دارد؛ سوم تأثير اين رخدادها بر تحولات سياسي دنيا؛ چهارم توجه به ميزان دارايي‏هاي اين مجموعه و پنجم حضورشان در تجارت بين‏الملل.
اگر اين گزينه‏ها را در كنار يكديگر قرار دهيم، مي‏توانيم نقش پنهاني يهود را تا حدي علني كنيم.
آمار فعلي جمعيت يهود حدود 5/16 ميليون نفر در كل دنيا است، با توجه به اينكه جمعيت جهان در چهارصد سال پيش بسيار كمتر از جمعيت فعلي بوده است، جمعيت يهود نيز چندان چشمگير نبوده است.2 يك جمعيت قليل بايد به همين نسبت اخبار (جهاني) را به خود اختصاص دهد ولي وقتي وارد صحنه اخبار مي‏شويم با كمال تعجب مشاهده مي‏كنيم بيش از اين مقدار اخبار به آنها اختصاص دارد. اخبار كتك خوردن و شكنجه شدن آنها، سوزانيده شدن و تبعيد آنها، برخوردهاي ناروا با اين قوم و... در حالي كه طبق ادعاي خودشان كه مي‏گويند ما مجموعه‏اي آرام و بي دردسر و به دور از هياهوهاي اجتماعي هستيم و كاري به كار ديگران نداريم، چه دليلي دارد كه اين مقدار اخبار درگيري‌ها با نام آنها آميخته شده است. هرگاه نام درگيري به ميان مي‏آيد يك طرف و يا هر دو طرف در صدد گرفتن منافع طرف متقابل است. يا هر دو بر باطل هستند و يا يك طرف باطل و طرف ديگر برحق است، دو طرف نمي‏توانند برحق باشند. ما ابتداءاً نمي‏گوييم آنها بر باطلند، ولي به هر حال منفعتي وجود دارد كه يا در دست اينهاست و ديگران در صدد گرفتن آن هستند و يا در دست ديگران است و آنها مي‏خواهند آن را تصاحب كنند. حال اين قوم گوشه‏گير و آرام چه چيزي دارد كه ديگران بخواهند از آنها بگيرند. آنها در پي توسعه دين خود به ساير ملل هم نيستند. دين آنها نژادي است و درون همين مجموعه در حال چرخش است


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ترنم ظهور در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 21:31

آخرالزمان در سينماي امروز

اعاي حفاظت از ذرية آن مسيح اوّليه هم يکي ديگر از همان ترفندهايي بود که مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح (ع) بي‌اعتقاد ساخته تا آنها را  براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده نمايد.

آپوکاليپس يا آخرالزمان از موضوعات قديمي در عالم سينما به شمار مي‌آيد. مي‌توان گفت از فيلم‌هايي مانند:«متروپليس» (فريتز لانگ) در سال 1927 و «چيزهاي آينده» (ويليام کامرون منزيس) در سال 1936 گرفته تا «جنگ دنياها» و «روز استقلال» و...

فيلم‌هايي که اغلب از دل هاليوود بيرون مي‌آيد، هاليوودي که اساساً توسط صهيونيست‌هاي سرمايه‌دار پاگرفت. پس بي‌جهت نيست که محتواي اين آثار، همواره آخرالزمان را از ديدگاه‌هاي صهيونيسم مسيحي و يهودي به نمايش گذارده است. انتظار «پايان روزها»، «تلاش نيروهاي ضدّ مسيح براي غلبه بر زمين» (بنا برآنچه در «مکاشفات يوحنا» در عهد جديد آمده)، ظهور مسيح موعود و بالاخره وقوع نبرد «آرماگدون» از جمله موضوعاتي است که به انحاء مختلف و با انواع زبان و بيان امروزي، در اقسام قالب‌هاي درام از قبيل:«علمي- تخيلي»، «هراس»، «حادثه‌اي»، «ملودرام»، «پليسي» و حتّي «کمدي» و فيلم‌هاي «کودکانه» بر پردة سينماها رفته و مي‌رود. امّا در اين ميان، در سال 2006 اتفاقي افتاد که شايد بتوان آن را در تاريخ سينما، بي‌نظير دانست و آن ساخت فيلم «رمز داوينچي» (براساس کتابي که 3 سال پيش از آن به وسيلة «دن براون» تاليف و انتشار يافت) بود که براي نخستين بار تلاش‌هاي مختلف نيروهاي گوناگون از جمله عوامل فرهنگي و هنري در طول قرون متمادي و به خصوص سينما در جهان امروز را براي زنده نگه‌داشتن آرمان مسيح موعود صهيونيست‌ها، در برابر ديدگان عموم قرار مي‌داد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ترنم ظهور در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 18:59

عصمت كتاب مقدس

اشاره:
يكي از مهم‌ترين مباني عقيدتي بنيادگرايان مسيحي، عصمت يا خطاناپذيري كتاب مقدس است، و بر همين اساس معتقدند، همه آنچه در كتاب مقدس آمده است، كلمه به كلمه، به همان صورتي كه در اين كتاب آمده و بدون هيچ تأويلي محقق خواهد شد.
در قسمت اول اين مقاله پس از بررسي اصلي ادعاي مسيحيان صهيونيست در مورد عصمت كتاب مقدس به نقد اين ادعا پرداخته و گفته شد كه كتابي كه به طريق وحي نازل مي‌شود و ادعاي عصمت آن از خطا و اشتباه مي‌رود بايد داراي دو شرط باشد. دلايل صحت سند كتاب و دلايل صحت متن آن و اين دو شرط هم، جز در قرآن در كتاب ديگري وجود ندارد. پس عصمت كتاب مقدس امري بي‌دليل است.
دلايل صحت سند در قسمت پيشين بررسي شد و در اين قسمت به بررسي دلايل صحت متن مي‌پردازيم.

 2. دلايل صحت متن
مهم‏ترين دلايل صحت و سلامت متن عبارتنداز:
1. سلامت متن از افتراء و تهمت‌هايي كه بر خدا و رسول خدا بسته شده است؛
2. سلامت متون كتاب از تناقض (اختلاف‌ها و اشتباه‌ها)؛
3. در برداشتن موارد غيبي.
هر كدام از اين موارد را به‏طور مفصل تبيين مي‏كنيم:
1ـ2. سلامت متن از افتراء و تهمت بر خدا و رسول: كتاب مقدس پر از تهمت‌هايي است كه بر خدا و رسول او زده شده است. اين خود مي‏تواند دليل تحريف آن باشد، بعضي از متوني كه در عهد قديم و جديد آمده، خداوند و انبياي او را به صفاتي كه در شأن آنها نيست توصيف مي‏كنند. آنچه كه در سفر پيدايش آمده است مي‏تواند مؤيد حرف ما در آنچه كه به خدا نسبت داده‏اند و البته لايق شأن خداوندي نيست، باشد:
خداوند در روز هفتم از آنچه ساخته بود فارغ شد و آرام گرفت. پس خداوند روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود؛ زيرا كه در آن روز بعد از اتمام كارش استراحت نموده و آرام گرفت.1
چگونه مي‏توان خستگي را به خداوند نسبت داد؟! آيا كسي كه خسته شود مي‏تواند استحقاق مقام خدايي را داشته باشد؟ اما آنچه حقيقت است در « قرآن كريم» آمده است.
و لقد خلقنا السّماوات والأرض و ما بينهما في ستّة أيّام و ما مسّنا من لغوب.2
و در حقيقت، آسمان‌ها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس خستگي نكرديم.
در همين سفر پيدايش نسبت به انبيا نيز تهمت‌هايي روا داشته‏اند:
و لوط از صوغر خارج شد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد؛ زيرا ترسيد كه در صوغر بماند پس با دو دختر خود در غاري ساكن شد. دختر بزرگ به دختر كوچك گفت: پدر ما پير شده و مردي بر روي زمين نيست كه بر حسب عادت كلي جهان بتواند با ما نزديكي كند. بيا تا پدر خود را شراب بنوشانيم و با او همبستر شويم تا نسلي از پدر خود نكاهيم پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانيدند و دختر بزرگ آمده و با پدر خويش هم خواب شد و او از خوابيدن و برخواستن وي آگاه نشد.3
اين‌چنين كتاب مقدس لوط نبي را به زنا با دختران خود محكوم مي‏كند. اينها دروغي بيش نيست.
آيا با وجود اين مطالب خرافي و دروغين باز هم كتاب مقدس معصوم از خطا و اشتباه است.
2ـ2. سلامت كتاب از تناقض (اختلاف‌ها و اشتباه‌ها): كتابي كه ادعاي عصمت آن مي‏رود ممكن نيست كه احكامش با هم تناقض داشته باشند، مطالبش با هم اختلاف ندارند و اشتباهي در آن مشاهده نمي‏شود. كتابي كه در دست اهل كتاب است پر است از اين اشتباه‌ها، اختلاف‌ها و... .
در كتاب إظهار الحق آمده است:
نويسنده مي‏گويد: هر كدام از اختلافات و اشتباهات به مواردي تقسيم مي‏شوند. اختلافاتي كه بين دو سفر است يا دو صحاح در يك سفر، و گاهي اين اختلافات ميان دو فقره در يك صحاح است يا در يك فقره ميان دو نسخه، يا بين دو ترجمه با دو زبان مختلف و... و طريق شناخت اختلافات، مقابله بين اسفار و صحاح‌ها و ميان ترجمه‏هاي مختلف و نسخه‏هاي متفاوت است. اغلب اختلافات به الفاظ برمي‏گردد و اما اشتباهات، آنچه كه اشتباهي در آن رخ مي‏دهد به خود فقره و معناي آن برمي‏گردد، شناخت اشتباهات به‏وسيله تناقض آنها با واقعيت يا عرف يا تاريخ يا عقل يا اقوال محققين يا با آنچه كه در دين بديهي است امكان مي‏يابد.4
در اينجا به برخي از اختلافاتي كه در كتاب مقدس وجود دارد اشاره مي‏كنيم. آنها بر سه نوعند:
الف) تناقض در يك خبر و موضوع آن؛
ب) تناقض در يك خبر و در دو موضوع؛
ج) تناقض در حكم تكليفي.

الف) تناقض در يك خبر و موضوع آن: براي مثال در انجيل متّي آمده است:
اين دوازده نفر را عيسي(ع) فرستاده و به آنها وصيت كرده و گفت: از راه امت‌ها نرويد و در شهري از سامريان داخل مشويد. بلكه نزد گوسفندان گم شده اسراييل برويد.5
و در پايان انجيل متّي آمده است:
پس عيسي پيش آمده به ايشان خطاب كرده و گفت: تمامي قدرت آسمان و زمين به من داده شده است، پس برويد و همه امت‌ها را شاگرد سازيد و ايشان را با اسم رب و ابن و روح‏القدس تعميد دهيد.6
دكتر عبداللَّه در توضيح اين دو متن مي‏نويسد:
متن اول به دعوتي خصوصي تصريح مي‏كند ـ كه صحيح همان است ـ اما در متن دوم دعوتي عمومي دارد. اين دو متن در يك انجيل آمده‏اند.7
اين است تناقض در يك خبر و موضوع آن. چگونه اين كتاب را متصف به عصمت مي‏كنند در حالي كه چنين تناقضاتي در آن وجود دارد.

ب) تناقض در يك خبر و در دو موضوع: آنچه كه در انجيل متّي و لوقا در مورد نسب نامه حضرت مسيح آمده است با هم تناقض دارند. درا نجيل متي در صحاح اول آمده است:
كتاب نسب‏نامه عيسي مسيح بن داوود بن ابراهيم.8

بقیه را در "ادامه مطلب"بخوانید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:40

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:37

داستان تولد امام زمان(ع)


شرايط زمان تولد امام زمان (عليه السلام) شرايط عادى نبود، زيرا طبق روايات منقول از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مهدى آل محمد (عليه السلام)ـ آن که ستمگران را نابود و زمين را پر از عدل و داد مى کند ـ فرزند امام حسن عسکرى (عليه السلام) است. از اين رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسکرى (عليه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ايشان به دنيا آيد، او را بکشد، همان گونه که فرعون، در کمين بود تا اگر حضرت موسى (عليه السلام) به دنيا آيد، او را به قتل برساند. در اين شرايط خفقان و غير عادى، حضرت مهدى (عليه السلام) مخفيانه به دنيا آمدند.


 


جريان تولد حضرت را حکيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام) و عمه ى امام حسن عسکرى (عليه السلام) اين گونه بازگو کرده است:


«ابو محمد امام حسن عسکرى (عليه السلام)شخصى را دنبال من فرستاد که امشب ـ شب نيمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بيا، زيرا خداوند امشب حجتش را آشکار مى کند. پرسيدم اين مولود از چه کسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض کردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بينم حضرت فرمود: موضوع همين است که گفتم.


 


من در حالى که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب کرد و ناراحت شد و فرمود: اين چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندى عطا مى کند که سرور و آقاى دنيا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از اين سخن من خجالت کشيد.


 


بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نيمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; ديدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است. در اين حال، به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا آشکار نشد؟! نزديک بود شکى در دلم ايجاد شود که ناگهان حضرت امام حسن عسکرى (عليه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مکن که موعود نزديک است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «يس» شدم. در اين هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بيدار شد. من او را به سينه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى کردم. امام حسن عسکرى (عليه السلام) فرمود: سوره ى قدر را برايش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولايت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. کودک نيز در شکم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند که من ترسيدم. در اين هنگام پرده ى نورى ميان من و او کشيده شد، ناگاه متوجه شدم کودک ولادت يافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود. هنگامى که او را برگرفتم، ديدم پاک و پاکيزه است. در اين موقع حضرت امام حسن عسکرى (عليه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بياور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم کودک دست کشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسيد فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمين را به وسيله ى من از عدل و داد پر کن.»


 


در روايت ديگرى آمده است: چون حضرت مهدى (عليه السلام) متولّد شد، نورى از او ساطع گرديد که به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفيد را ديدم که از آسمان به زير مى آمدند و بال هاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مى ماليدند و پرواز مى کردند. پس امام حسن عسکرى (عليه السلام) مرا آواز داد که اى عمه! فرزند را برگير و نزد من بياور، چون برگرفتم، او را ختنه کرده و ناف بريده و پاک و پاکيزه يافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»





 بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غيبت شيخ طوسى ص 141

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:35

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:34

علائم ظهور

خروج مغربی از مصر و سلطه او بر شامات

حضرت صادق(ع) فرمود: قبل از قيام حركت مي كند جنگ قيس. و حضرت رضا(ع) فرمود: هرگاه حركت كند و به اهتزاز درآيد بيرقهاي قيس در مصر. و حضرت صاحب (ع) به ابن مهزيار فرمود:هرگاه حركت كند مغربي. اميرالمؤمنين بعد از ذكر دو رايت فرمود منتظر باشيد صاحبان اسبهاي ابلق و بيرقهاي زرد را كه از طرف مغرب رو آورند تا وارد شام شوند. عمار ياسر گفت: و خروج كنند اهل مغرب بسوي مصر پس چون داخل مصر شوند، آن علامت سفياني است، سپس حركت مي كند صاحب مغرب پس مي كشد مردان را و اسير مي كند زنان را بعد بر مي گردد با قيس رو به جزيره در ملاحم و فتن ، هرگاه بيرقهاي زرد داخل مصر شد و براو غلبه كرد و بر منبر او نشست، پس بايد اهل شام براي خود نقيبهايي در زمين بكنند، زيرا كه بلاي بزرگيست. حضرت باقر(ع) فرمود: هلاكت قيس در قرقيسا خواهد بود، به نحويكه داعيه اي براي او نخواهد ماند. و گذشت كه هلاكت قيس و اموي و حسني به دست سفيانيست كه مانند زراعت ايشانرا درو خواهد كرد.

اما مشخصات قيس آنقدر معلوم است كه با بيرقهاي زرد و ماديونهاي ابلق خواهد بود. اما طائفه ايشان ممكن است كه مراد طائفه قيس باشد، اما محل خروج ايشان آنقدر معلوم است كه از ناحيه مغرب است، اما از كدام ارض مغرب معلوم نيست. ارض مصر هم از اراضي مغرب شمرده مي شود و در قاموس گفته قيس عيلان پدر قبيله اي است و بعد گفته و قيس بلده اي است در مصر كه به نام فتح كننده او قيس بن الحارث ناميده شده و هم جزيره اي است در بحر عمان. معرب كيش است. بنا بر اين احتكال قوي مي رود كه اهل همان بلده قيس كه از اراضي مصر است باشند و از همانجا خروج كنند.والله العالم -1

در تاريخ اسلامي، مصر بارها با شام جنگيده و چندين مرتبه آنجا را تحت سلطه خود درآورده است مثل حمله ابن طولون و بعد المعز فاطمي و بعد ابراهيم پاشا و بعد همين درگيري هايي كه به نام جمهوري متحد عربي در زمان ما ايجاد شده است. در بين فاتحان فقط المعز فاطمي اهل مغرب(مراكش) بوده است، زيرا وي از فرزندان مهدي علوي آفريقايي بود كه دعوت خود را در سال 296 در شمال آفريقا شروع كرد و دولتي كه تشكيل داد تا سال 358 ادامه داشت تا اينكه در آن سال المعز از آن منتقل به مصر شد و كافور اخشيدي را از آنجا بيرون كرد، و در همين سال لشكريانش به طبريه و از آنجا به دمشق رفتند و فرمانده سپاه او ابن فلاح در سال 359 بر دمشق مسلط شده و به نام المعز خطبه خواند و حكومتش را در آنجا استوار ساخت.-2

۱- برگرفته از كتاب "مهدي منتظر"،تاليف حاج شيخ محمد جواد خراساني،ص 152

2- بر گرفته از كتاب "تاريخ غيبت كبري" نوشته:"سيد محمد صدر" ترجمه:"دكتر سيد حسن افتخار زاده"ص 587

نوشته شده توسط ترنم ظهور در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:29

: درباره وبلاگ :

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387

: پيوندها :

الهه ناز
منتظران مهدی
منتظزظهور
سلام براولیای خدا
درانتظارظهورآقام
موعود
آخرین موعود
عشق بازی هایم با خدا
نجوا با مهدی فاطمه (عج)
استاذنا
:: سرباز امام زمان ::

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
پایگاه اطلاع رسانی حکومت جهانی امام مهدی

mowj.ir JavaScript Codes